السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

629

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

غيبت عبارت است از عيب گويى از كسى در غياب او به قصد نكوهش و سرزنش . مقصود از عيب گويى اعم از بيان عيب به زبان ، اشاره ، كنايه ، نوشتن و ديگر شيوه‌هاى انتقال مفاهيم است . در عيب نيز تفاوتى ميان تعلّق آن به بدن ، نسب ، اخلاق ، رفتار ، گفتار ، دين ، دنيا ، بلكه لباس ، خانه و مانند آنها نيست . 1 عيب گويى از كسى كه از نسبت دادن آن عيب به خود نه تنها كراهتى ندارد ، بلكه خوشحال مىشود و آن را براى خود كمال مىشمارد ، غيبت محسوب نمىشود . همچنين است اگر عيب نزد عرف نقص شمرده نشود و بازگو كردن آن به قصد نكوهش نباشد ، مانند بازگو كردن عيب نزد پزشك براى درمان يا نزد سلطان براى رسيدگى و ترحم كردن . 2 برخى ، كراهت داشتن را شرط تحقق غيبت ندانسته و عيب گويى ، حتى در صورت عدم كراهتِ صاحب عيب را مصداق غيبت دانسته‌اند . 3 شرط ديگر تحقق غيبت ، وجود عيب در غيبت شونده است و در صورت عدم وجود عيب ، عيب گويى مصداق بهتان خواهد بود ( - - ) بهتان ) . همچنين بازگو كردن عيب آشكار ؛ خواه براى عموم مردم ، مانند نابينايى و لنگى و يا براى شنونده ، در صورتى كه بازگو كننده قصد مذمت و نكوهش نداشته باشد ، غيبت به شمار نمىرود ؛ اما اگر چنين عيبى به قصد سرزنش دارندهء آن بازگو شود ، از اين حيث كه اذيت مؤمن و اهانت به او مىباشد ، حرام است ؛ ليكن در اينكه مصداق غيبت به شمار مىرود يا نه ، اختلاف است . 4 از احكام عنوان ياد شده به مناسبت در باب تجارت سخن گفته‌اند . حكم : خداوند در قرآن كريم از غيبت نهى كرده و آن را به منزلهء خوردن گوشت برادر مؤمن قرار داده است . 5 از اين رو ، غيبت حرام ، بلكه از گناهان كبيره ( - - ) گناه كبيره ) است . 6 حرمت غيبت به مؤمن ( شيعهء دوازده امامى ) اختصاص دارد . 7 گوش دادن به غيبت نيز حرام و ردّ آن در صورت امكان بر شنونده واجب است . 8